در پی تدوین الگوی پایه‌ی اسلامی ایرانی پیشرفت صورت گرفت؛
فراخوان رهبر انقلاب برای تکمیل و ارتقای الگوی پایه اسلامی ایرانی پیشرفت/ ایران 1444 در شمار چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر دنیا شناخته می‌شود
در سال ۱۴۴۴ ایران از نظر سطح کلی پیشرفت و عدالت، در شمار چهار کشور برتر آسیا و هفت کشور برتر دنیا شناخته می‌شود و دارای ویژگی‌های برجسته جامعه اسلامی و خاستگاه تمدن نوین اسلامی ایرانی است.




طبقه بندی: سیاسی، اجتماعی، ورزشی، اقتصادی، بین الملل، فرهنگی، هنری، دینی، امنیتی،

تاریخ : دوشنبه 23 مهر 1397 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات





طبقه بندی: اجتماعی، مذهبی، دینی،

تاریخ : یکشنبه 22 مهر 1397 | 06:30 ق.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

هنگامی که وقت نماز فرا می رسید، امام سجّاد علیه السّلام لرزه بر اندام می شد، رنگش زرد می گردید، و همچون شاخه درخت خرما می لرزید، و هنگامی که وارد نماز می شد، رنگش دگرگون می گردید، و همچون بنده ذلیل در حضور زمامدار جلیل بود، و مانند شخصی که با دنیا وداع می کند، نماز می خواند، و بندهای بدنش از خوف خدا لرزان می شد.

در نماز همانند درختی بود که هیچ حرکتی ندارد، مگر آنکه باد آن را به حرکت درآورد، و هنگامی که سجده می کرد، سر از سجده بر نمی داشت تا اینکه قطرات عرق از صورتش روان می شد، و هنگامی که ماه رمضان فرا می رسید، غیر از دعا، تسبیح، استغفار، و تکبیر، سخن دیگری نمی گفت، و یک کیسه چرمی داشت که مقداری تربت قبر امام حسین علیه السّلام در آن بود، و جز بر خاک، بر چیز دیگری سجده نمی کرد.

و آنچنان به قرآن دل بسته بود که می فرمود:

"اگر تمام مردم دنیا در مشرق و مغرب بمیرند، وقتی قرآن با من باشد، هیچ گونه وحشت نمی کنم”.

و هنگامی که در نماز به آیه مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ می رسید، آن قدر آن را تکرار می کرد که نزدیک بود از دنیا برود. و هنگام نماز، به جای سخت و ناهموار می رفت و به نماز مشغول می شد، و بر زمین سجده می کرد. روزی به کنار یکی از کوههای مدینه رفت و روی سنگ سخت و داغی به نماز ایستاد. آن حضرت از خوف خدا، بسیار می گریست، به طوری که وقتی سر از سجده برمی داشت، بر اثر اشک زیاد، گوئی در میان آب فرو رفته و بیرون آمده است.

آن بزرگوار، در انجام عبادت، کوشش فراوان داشت، به گونه ای که فاطمه دختر علی علیه السّلام نزد جابر انصاری آمد و گفت:

"ما بر گردن شما حقوقی داریم، یکی از حقوق ما این است که هرگاه دیدید یکی از ما به خاطر عبادت بسیار، در معرض خطر است، به او یادآوری کنید و او را به حفظ جان، سفارش نمائید، و این علی بن الحسین علیه السّلام یادگار پدرش است که بر اثر کوشش فراوان در عبادت، خود را در پرتگاه خطر شدید قرار داده است، و از بسیاری سجده، پیشانی و کف دستها و روی زانوهایش پینه بسته، و جانش را در رنج شدید انداخته است! ”.

جابر به خانه امام سجّاد علیه السّلام آمد، و پس از طلب اجازه، وارد خانه شد. آن حضرت را در محراب عبادت دید که بسیاری عبادت، او را فرسوده نموده بود، عرض کرد: "برای حفظ جان خودتان کمتر عبادت کنید”، امام سجّاد علیه السّلام در پاسخ فرمود:

یا جابر! لا ازال علی منهاج ابویّ، متأسّیا بهما حتّی القاهما

"ای جابر! من همواره همانند رفتار پدرانم هستم و به آنها اقتدا می کنم تا به دیدارشان نائل گردم”.

حضور قلب عجیب امام سجاد علیه السلام در نماز

روایت شده: هرگاه امام سجّاد علیه السّلام مشغول نماز می شد، آنچنان از خود بی خود می گشت که صدای اطراف خود را نمی شنید. در یکی از شبها، یکی از فرزندان کودکش به زمین افتاد و دستش شکست، اهل خانه فریاد کشیدند و همسایگان آمدند و شکسته بند آوردند، او دست آن کودک را که از شدّت درد، گریه می کرد، بست، ولی امام سجّاد علیه السّلام هیچ یک از این صداها را نشنید، وقتی که صبح شد، دید دست فرزندش به گردنش بسته شده است، علت را پرسید، جریان را به آن حضرت خبر دادند.

در روایت دیگر آمده: آن حضرت در اطاقی به سجده افتاده بود، آن اطاق آتش گرفت، حاضران می گفتند: "ای پسر رسول خدا! آتش، آتش! ”. آن حضرت، سرش را از سجده بلند نکرد، تا اینکه آتش خاموش شد، پس از آنکه نشست، از او پرسیدند: "چه چیز تو را از وجود آتش غافل و بازداشت؟ ”، در پاسخ فرمود:

الهتنی عنها النّار الکبری

"آتش بزرگ (دوزخ) مرا از این آتش، بازداشت”.

حضور قلب آن بزرگمرد، به گونه ای بود که حتّی شیطان به صورت مار افعی در روبروی او ظاهر شد، تا او را از توجّه به خدا بازدارد، ولی نتوانست.

جوان ناشناس و نماز و مناجات عجیب او

حمّاد بن حبیب عطّار کوفی می گوید: من همراه کاروان، از کوفه به سوی مکّه برای انجام حجّ، رهسپار شدیم، به منزلگاه "زباله” رسیدیم، و سپس از آنجا شبانه حرکت کردیم، باد سیاه تاریکی بر سر راه ما وزیدن گرفت، به طوری که افراد کاروان از همدیگر پراکنده شدند، من در آن صحرا و بیابان سرگردان بودم و همچنان بی هدف راه می رفتم تا به بیابان بی آب و علف و خشکی رسیدم، و به کنار درختی پناه بردم، وقتی که شب کاملا تاریک شد، ناگهان جوانی را که لباس سفید پوشیده بود و بوی مشک از او به مشام می رسید، کنار آن درخت آمد، با خود گفتم:

این آقا، یکی از اولیای خدا است، اگر متوجّه گردد، می ترسم از من دور شود، و من باعث گردم که او از بسیاری از عباداتی که می خواهد انجام دهد، بازماند، تا آنجا که توانستم، خود را پنهان کردم، آن جوان به نزدیک آن درخت آمد، و آماده

نماز شد، راست ایستاد و به مناجات پرداخت و در این حال به خدا چنین می گفت:

یا من حاز کلّ شی ء ملکوتا، و قهر کلّ شی ء جبروتا، اولج قلبی فرح الاقبال علیک، و الحقنی بمیدان المطیعین لک

"ای خداوندی که به خاطر شکوه اقتدارت، بر همه چیز مالک شده ای، و به خاطر عظمت خود بر همه چیز چیره شده ای، شادی روی آوردن به سویت را بر قلبم وارد کن [شیرینی یادت را به من بچشان] و مرا به میدان های پیروان خودت برسان”.

سپس مشغول نماز شد، و [پس از مدّتی] چون او را بی حرکت دیدم، به سوی آن محلّی که عبادت می کرد، رفتم، ناگاه در آنجا چشمه ای دیدم که آب سفید و درخشان از آن می جوشید، آماده نماز شدم، و پشت سر آن جوان ناشناس ایستادم، ناگهان خود را در محرابی دیدم، که گویا آن را همان وقت ساخته بودند، و آن جوان را دیدم که در نماز و مناجات خود، هرگاه به آیه ای از قرآن می رسید که در آن از پاداش یا عذاب الهی، یاد شده بود، آن را با ناله و اندوهی جانکاه تکرار می کرد، این وضع تا سحر ادامه یافت، وقتی که تاریکی شب برطرف شد، برخاست و ایستاد، و چنین مناجات کرد:

یا من قصده الطّالبون، فاصابوه مرشدا، و امّه الخائفون فوجدوه متفصّلا، و لجأ الیه العابدون فوجدوه موئلا، متی راحة من نصب لغیرک بدنه، و متی فرج من قصد سواک بنیّته، الهی تقشع الظّلام و لم اقض من خدمتک و طرا، و لا من حیاض مناجاتک صدرا، صلّ علی محمّد و آله، افعل بی اولی الامرین بک یا ارحم الرّاحمین

"ای خدائی که: جویندگان به سویش رو آوردند، و او را راهنمائی خود یابند. ای خدائی که: خائفان به جانبش روانه شدند و او را بخشنده و عطابخش یافتند. ای خدائی که: عبادت کنندگان به او پناهنده شدند و او را پناهگاه خود دیدند، چه وقت است آسودگی کسی که خود را برای غیر تو، به رنج و زحمت انداخته است؟ و چه وقت است شادی آن کسی که به سوی غیر تو توجّه قلبی نموده است؟ خدایا! تاریکی شب به پایان رسید، ولی من از پیشگاه تو به حاجتی نائل نشدم، و از دریای مناجات و ارتباط با تو، به نوائی نرسیدم، بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و آل او درود بفرست، و به من آنچه را که بین دو چیز، در پیشگاه تو شایسته تر است عنایت فرما، ای خدائی که مهربانترین مهربانان هستی”.

[در این هنگام، آن جوان آماده رفتن شد] ترسیدم که از شناختن او محروم گردم، دامنش را گرفتم و عرض کردم: "تو را به حقّ آن خداوندی که خستگی عبادت را با آن همه رنجی که دارد، از تو برداشته، و مناجات و توجّه به خود را در کام تو لذیذ نموده است، به من رحم و لطفی فرما، زیرا من در این راه گم شده ام و سرگردان گردیده ام، به کارهای تو علاقه دارم، و معنی گفتار تو آرزوی من است”.

آن جوان گفت:

"اگر تو براستی به خدا توکّل می نمودی، سرگردان نمی شدی، اکنون همراه من بیا”، نزدیک درخت آمد و دستم را گرفت (آنچنان با سرعت به سوی مکّه می رفتیم) که گمان کردم، زمین زیر پای من کشیده می شود، هنگامی که سفیده صبح دمید، به من فرمود: "اکنون به تو مژده باد که در مکّه هستی، اینجا مکّه است، همان دم صدای ضجّه مردم را شنیدم، و جاده را دیدم. به آن جوان عرض کردم: "تو را سوگند می دهم به آن خدائی که در روز قیامت، در آن روز نیاز، به لطف او امیدوار می باشی، به من بگو تو کیستی؟ ” فرمود اکنون که مرا قسم دادی، من "علی بن الحسین” هستم.

نگاهی بر زندگی چهارده معصوم علیهم السلام، شیخ عباس قمی، ص: 159




طبقه بندی: مذهبی، دینی،

تاریخ : جمعه 13 مهر 1397 | 12:56 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

؛ علی بن موسی الرضا در کتاب طب الرضا در رابطه با رفتار پسندیده و ناپسندیده در دو ماه ایار( تقریبا خرداد ماه) و حزیران (تقریبا تیر ماه) رهنمود هایی را بیان داشتند.

ماه ایار( تقریبا خرداد ماه)

در این ماه که آخرین ماه فصل بهار می باشد، نسیم های بهاری در جریان است.

به توصیه حضرت رضا(ع) در رساله طب الرضا، در ماه سی و یک روزه ایار از خوردن غذاهای شور و گوشت های سنگین مانند کله حیوانات، گوشت گاو و افراط در مصرف ماست بهتر است پرهیز شود .

در این ماه صبحگاهان به حمام رفتن بسیار مفید است و تحرک زیاد قبل از مصرف غذا مطلوب نیست.

ماه حزیران ( تقریبا تیر ماه)

حزیران هم سی و یک روز است، در این ماه غلبه بلغم و خون در بدن از میان می رود و دوره ی استیلای مره صفرا آغاز می شود.

علی بن موسی الرضا در رساله طب الرضا اشاره کرده اند که در این ماه از رنج و از زحمت بسیار پرهیز کنید و ایشان خوردن گوشت های چرب، زیاده روی در مصرف آن و استشمام مشک و عنبر را منع کرده اند.

مصرف سبزی های خنک مانند کاسنی و خیار چنبر، میوه های مرطوب، خوردن ترشیجات، گوشت بره شش ماهه، مرغ های خانگی، شیر گاو و ماهی تازه بسیار لازم و سودمند است.




طبقه بندی: علمی، پزشکی، دینی،

تاریخ : دوشنبه 2 مهر 1397 | 02:41 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات


همه ی جهان حجاب دارد:

کره زمین دارای پوشش است...

میوه های تر و تازه دارای پوشش اند...

شمشیر نیز داخل غلافش حفظ میشود...

قلم بدون پوشش جوهرش خشک میشود و فایده اش از بین میرود.

سیب هم اگر پوسته اش گرفته شود و رها شود فاسد میشود...

و......

در تعجبم از مردی که ماشینش را از ترس خط و خش افتادن چادر می پوشاند؛ اما دختر یا همسر و یا خواهر خود را بدون پوشش رها میکند!!

بانو!

این چادر تا برسد بدست تو

هم از کوچه های مدینه گذشته

هم از کربلا

هم از بازار شام

هم از میادین جنگ...

چادر وصیت نامه ی شهداست بر تن تو

✳️چادرت را در آغوش بگیر ،❤️

و بگو برایت از خاطراتش بگوید...

همه را از نزدیک دیده است...




طبقه بندی: اجتماعی، فرهنگی، دینی،

تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397 | 05:57 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

بسیاری از مسلمانان و به ویژه شیعیان مراسم‌های مربوط به خواستگاری، عقد، ازدواج را به ایامی غیر از محرم و موکول می‌کنند. سوالی که در این جا شکل می‌گیرد این است که آیا خواستگاری، عقد و ازدواج در ماه محرم و صفر چه حکمی دارد؟

پاسخ این است که رفتن به خواستگاری و اقدامات اولیه ازدواج در ایام ماه محرم و ماه صفر اشکال شرعی ندارد، احترام این دو ماه را رعایت کنید. جزئیات احکام شرعی مراجع تقلید در این رابطه را می‌توانید در قالب پرسش و پاسخ در پایین مشاهده کنید.

سؤال: گاهی برخی مؤمنان در دوماه محرم و صفر و شاید در سایر مناسبت‌های عزاداری دینی کار‌هایی انجام می‌دهند که تناسبی با این ایام ندارد؛ مانند ازدواج و انتقال به خانه جدید و خریدن لوازم و لباس نو و زینت کردن (آرایش) بدن و لباس و آغاز کردن کار‌ها و پروژه‌های جدید و غیره. حکم شرع در این زمینه چیست؟

پاسخ: انجام کار‌های مذکور در این مناسبت‌ها حرام نیست مگر در صورتی که نشانه هتک حرمت این مناسبت‌ها باشد مانند برگزرای مراسم شادی یا زینت کردن (آرایش) در روز دهم محرم. البته باید مراقب باشند در روز‌های مصیبت و اندوه اهل بیت (ع) کار‌هایی را که انسان‌ها معمولا هنگام حزن و اندوه و مصیبت انجام نمی‌دهند، ترک کنند، مگر در صورتی که ضرورت عرفی ایجاب کند و در غیر این صورت باید زمانی را برای این کار‌ها در نظر بگیرد که با روز‌های عزاداری و اندوه تلاقی نداشته باشد.

پرسش: آیا خواستگاری رفتن و دیگر مقدمات ازدواج مثل بله برون و عقد و … در ماه محرم و صفر اشکال دارد و بی احترامی محسوب میشود؟

پاسخ: رفتن به خواستگاری و اقدامات اولیه ازدواج در ایام ماه محرم و ماه صفر اشکال شرعی ندارد؛ لیکن احترام این دو ماه را رعایت کنید. مراسم اولیه را به طور ساده بر گزار کنید. پس از پایان ماه صفر مراسم مورد نظر را انجام دهید. مثلا مراسم نامزدی یا عقد و یا عروسی را برگزار نمی‌کنند و سعی می‌کنند یا قبل از این دو ماه برگزار بکنند و یا اینکه بعد از اتمام این دو ماه، مراسم جشن بر پا می‌کنند. حال برای بسیاری از کسانی که مراسم شادی را پیش رو دارند این سوال مطرح است که بعضی از مردم فکر می‌کنند ازدواج یا مراسم عقد در این دو ماه اشکال شرعی دارد و مراسم عقد و عروسی در ماه محرم و صفر حرام است. آیا چنین عقیده‌ای درست است؟ اکثر مراجع بر این نظر متفق القولند که: برگزاری این نوع مراسم، اگر توام با معصیت و یا هتک حرمت حضرت سیدالشهدا (ع) نباشد، اشکال ندارد، ولی در آن هیچ نوع برکتی نیست و سزاوار است که مسلمانان غیرتمند سعی کنند اینگونه مراسم را در ماه‌های دیگر و ایام متناسب با خود، برگزار کنند.

آیا مراسم عقد و عروسى در ماه محرم و صفر جایز است؟

همه مراجع: برگزارى این نوع مراسم، اگر توأم با معصیت و یا هتک حرمت حضرت سیدالشهدا (ع)  نباشد، اشکال ندارد. اما براى مؤمنان سزاوار است که حرمت این ایام را پاس بدارند و از انجام دادن کارهاى شادى آفرین، اجتناب کنند.. تبریزى، صراط النجاة، ج. ۵، س. ۵۲۱؛ دفتر: همه مراجع. (احکام ازدواج، پرسمان).




طبقه بندی: اجتماعی، دینی،

تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

مورخان و مقتل‌نویسان خطبه امام سجاد در مجلس یزید را متفاوت نقل کرده‌اند. خوارزمی در مقتل الحسین آن را مفصل‌تر از بقیه نقل کرده و طبرسی در الاحتجاج آن را بسیار کوتاه آورده است. تفاوت دیگر در نقل طبرسی این است که وی سخنرانی امام سجاد(ع) را به درخواست یزید دانسته است؛ در حالی که در دیگر نقل‌ها آمده است پیشنهاد سخنرانی از طرف امام بود و یزید در ابتدا با آن مخالفت کرد. نقل ابومِخنَف نیز علاوه بر مختصر بودن، در ترتیب مطالب با دیگر نقل‌ها متفاوت است. برای آگاهی از نقل‌های مختلف این خطبه می‌توانید به کتاب بلاغة الامام علی بن الحسین اثر جعفر عباس حائری، صفحه ۹۸ مراجعه کنید.

متنی که در ادامه می‌آید از کتاب بحار الانوار (جلد ۴۵، صفحه ۱۳۸) اثر علامه مجلسی است:

ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است. به ما ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را و ما را بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا(ص)، و امام حسن و حسین(ع) دو فرزند بزرگوار رسول اکرم(ص) را از ما قرار داد. (با این معرفی کوتاه) هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می‌شناسانم.

ای مردم! من فرزند مکه و منایم. من فرزند زمزم و صفایم. من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود. من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم. من فرزند بهترین حج گزاران و تلبیه گویان هستم. من فرزند آنم که بر براق سوار شد. من فرزند پیامبری هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر کرد. من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب الهی و نزدیکترین جایگاه‏ مقام باری تعالی رسید.

من فرزند آنم که با ملائکه آسمان نماز گزارد. من فرزند آن پیامبرم که پروردگار بزرگ به او وحی کرد. من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند. من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه می‌‏رزمید.و دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد، و در بدر و حنین با کافران جنگید، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید.

من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم. من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم. من پسر آنم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد. من فرزند آنم که از حریم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین و ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه کرد. من فرزند بهترین قریشم.

من پسر اولین کسی هستم از مؤمنین که دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت. من پسر اول سبقت گیرنده‏ای در ایمان و شکننده کمر متجاوزان و از میان برنده مشرکانم. من فرزند آنم که به مثابه تیری از تیرهای خدا برای منافقان و زبان حکمت عباد خداوند و یاری کننده دین خدا و ولی امر او، و بوستان حکمت خدا و حامل علم الهی بود. او جوانمرد، سخاوتمند، نیکوچهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پیشگام در مشکلات، شکیبا، دائما روزه‏دار، پاکیزه از هر آلودگی و بسیار نماز می‌خواند.

او رشته نسل دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه گروه‌های کفر را از هم پاشید. او دارای قلبی ثابت و قوی و اراده‏ای محکم و استوار و عزمی راسخ بود وهمانند شیری شجاع که وقتی نیزه‏ها در جنگ به هم در می‏آمیخت آنها را همانند آسیا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراکنده می‏ساخت. او شیر حجاز و آقا و بزرگ عراق است که مکی و مدنی و خیفی و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، که در همه این صحنه‏‌ها حضور داشت. او سید عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسین. آری او، همان او (که این صفات و ویژگی‌های ارزنده مختص اوست) جدم علی بن ابی طالب است.

آنگاه گفت: من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم. من فرزند حسین شهید کربلایم، من فرزند علی مرتضی و فرزند محمد مصطفی و پسر فاطمه زهرایم، و فرزند خدیجه کبرایم، من فرزند سدرة المنتهی و شجره طوبایم، من فرزند آنم که در خون آغشته شد، و پسر آنم که پریان در ماتم او گریستند، و من فرزند آنم که پرندگان در ماتم او شیون کردند. و آنقدر به این حماسه مفاخره آمیز ادامه داد که شیون مردم به گریه بلند شد!

یزید نگران شد و برای آنکه مبادا انقلابی صورت پذیرد به مؤذن دستور داد تا اذان گوید تا بلکه امام سجاد علیه‌السلام را به این نیرنگ ساکت کند!! مؤذن برخاست و اذان را آغاز کرد. همین که گفت: الله اکبر، امام سجاد علیه السلام فرمود: چیزی بزرگتر از خداوند وجود ندارد. و چون گفت: اشهد ان لا اله الا الله، امام علیه السلام فرمود: موی و پوست و گوشت و خونم به یکتایی خدا گواهی می‌‏دهد. و هنگامی که گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام علیه السلام به جانب یزید روی کرد و فرمود: این محمد که نامش برده شد، آیا جد من است و یا جد تو؟ ! اگر ادعا کنی که جد توست پس دروغ گفتی و کافر شدی، و اگر جد من است چرا خاندان او را کشتی و آنان را از دم شمشیر گذراندی؟!

سپس مؤذن بقیه اذان را گفت و یزید پیش آمد و نماز ظهر را خواند.

متن عربی:

أَیُّهَا النَّاسُ أُعْطِینَا سِتّاً وَ فُضِّلْنَا بِسَبْعٍ. أُعْطِینَا الْعِلْمَ وَ الْحِلْمَ وَ السَّمَاحَةَ وَ الْفَصَاحَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمَحَبَّةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ.وَ فُضِّلْنَا بِأَنَّ مِنَّا النَّبِیَّ الْمُخْتَارَ مُحَمَّداً وَ مِنَّا الصِّدِّیقُ وَ مِنَّا الطَّیَّارُ وَ مِنَّا أَسَدُ اللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ وَ مِنَّا سِبْطَا هَذِهِ الْأُمَّةِ. مَنْ عَرَفَنِی فَقَدْ عَرَفَنِی وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْنِی أَنْبَأْتُهُ بِحَسَبِی وَ نَسَبِی.

أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَی أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا. أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الرُّکْنَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا. أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَی. أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ انْتَعَلَ وَ احْتَفَی. أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنْ طَافَ وَ سَعَی. أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنْ حَجَّ وَ لَبَّی. أَنَا ابْنُ مَنْ حُمِلَ عَلَی الْبُرَاقِ فِی الْهَوَاءِ. أَنَا ابْنُ مَنْ أُسْرِیَ بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی. أَنَا ابْنُ مَنْ بَلَغَ بِهِ جَبْرَئِیلُ إِلَی سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی. أَنَا ابْنُ مَنْ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی‏.

أَنَا ابْنُ مَنْ صَلَّی بِمَلَائِکَةِ السَّمَاءِ. أَنَا ابْنُ مَنْ أَوْحَی إِلَیْهِ الْجَلِیلُ مَا أَوْحَی. أَنَا ابْنُ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَی أَنَا ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَی. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ خَرَاطِیمَ الْخَلْقِ حَتَّی قَالُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ. أَنَا ابْنُ مَنْ ضَرَبَ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ بِسَیْفَیْنِ وَ طَعَنَ بِرُمْحَیْنِ وَ هَاجَرَ الْهِجْرَتَیْنِ وَ بَایَعَ الْبَیْعَتَیْنِ وَ قَاتَلَ بِبَدْرٍ وَ حُنَیْنٍ وَ لَمْ یَکْفُرْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَیْنٍ.

أَنَا ابْنُ صَالِحِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَارِثِ النَّبِیِّینَ وَ قَامِعِ الْمُلْحِدِینَ وَ یَعْسُوبِ الْمُسْلِمِینَ وَ نُورِ الْمُجَاهِدِینَ وَ زَیْنِ الْعَابِدِینَ وَ تَاجِ الْبَکَّائِینَ وَ أَصْبَرِ الصَّابِرِینَ وَ أَفْضَلِ الْقَائِمِینَ مِنْ آلِ یَاسِینَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ. أَنَا ابْنُ الْمُؤَیَّدِ بِجَبْرَئِیلَ الْمَنْصُورِ بِمِیکَائِیلَ أَنَا ابْنُ الْمُحَامِی عَنْ حَرَمِ الْمُسْلِمِینَ وَ قَاتِلِ الْمَارِقِینَ وَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ. وَ الْمُجَاهِدِ أَعْدَاءَهُ النَّاصِبِینَ وَ أَفْخَرِ مَنْ مَشَی مِنْ قُرَیْشٍ أَجْمَعِینَ

وَ أَوَّلِ مَنْ أَجَابَ وَ اسْتَجَابَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَوَّلِ السَّابِقِینَ وَ قَاصِمِ الْمُعْتَدِینَ وَ مُبِیدِ الْمُشْرِکِینَ وَ سَهْمٍ مِنْ مَرَامِی اللَّهِ عَلَی الْمُنَافِقِینَ وَ لِسَانِ حِکْمَةِ الْعَابِدِینَ وَ نَاصِرِ دِینِ اللَّهِ وَ وَلِیِّ أَمْرِ اللَّهِ وَ بُسْتَانِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَ عَیْبَةِ عِلْمِهِ. سَمِحٌ سَخِیٌّ بَهِیٌّ بُهْلُولٌ زَکِیٌّ أَبْطَحِیٌّ رَضِیٌّ مِقْدَامٌ هُمَامٌ صَابِرٌ صَوَّامٌ مُهَذَّبٌ قَوَّامٌ.

قَاطِعُ الْأَصْلَابِ وَ مُفَرِّقُ الْأَحْزَابِ. أَرْبَطُهُمْ عِنَاناً وَ أَثْبَتُهُمْ جَنَاناً وَ أَمْضَاهُمْ عَزِیمَةً وَ أَشَدُّهُمْ شَکِیمَةً أَسَدٌ بَاسِلٌ یَطْحَنُهُمْ فِی الْحُرُوبِ إِذَا ازْدَلَفَتِ الْأَسِنَّةُ وَ قَرُبَتِ الْأَعِنَّةُ طَحْنَ الرَّحَی وَ یَذْرُوهُمْ فِیهَا ذَرْوَ الرِّیحِ الْهَشِیمِ. لَیْثُ الْحِجَازِ وَ کَبْشُ الْعِرَاقِ مَکِّیٌّ مَدَنِیٌّ خَیْفِیٌّ عَقَبِیٌّ بَدْرِیٌّ أُحُدِیٌّ شَجَرِیٌّ مُهَاجِرِیٌّ. مِنَ الْعَرَبِ سَیِّدُهَا وَ مِنَ الْوَغَی لَیْثُهَا وَارِثُ الْمَشْعَرَیْنِ وَ أَبُو السِّبْطَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ. ذَاکَ جَدِّی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ

ثُمَّ قَالَ:أَنَا ابْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ أَنَا ابْنُ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ انا ابنُ خَدیجهَ الکبری. (انا ابن الحسین القتیل بکربلا، انا ابن المرمل بالدماء، انا ابن من بکی علیه الجن فی الظلماء، انا ابن من ناح علیه الطیور فی الهواء)[۲] فَلَمْ یَزَلْ یَقُولُ أَنَا أَنَا حَتَّی ضَجَّ النَّاسُ بِالْبُکَاءِ وَ النَّحِیبِ.

وَ خَشِیَ یَزِیدُ لَعَنَهُ اللَّهُ أَنْ یَکُونَ فِتْنَةٌ. فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنَ فَقَطَعَ عَلَیْهِ الْکَلَامَ. فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ قَالَ عَلِیٌّ لَا شَیْ‏ءَ أَکْبَرُ مِنَ اللَّهِ. فَلَمَّا قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ شَهِدَ بِهَا شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی. فَلَمَّا قَالَ الْمُؤَذِّنُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ الْتَفَتَ مِنْ فَوْقِ الْمِنْبَرِ إِلَی یَزِیدَ فَقَالَ مُحَمَّدٌ هَذَا جَدِّی أَمْ جَدُّکَ یَا یَزِیدُ فَإِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدُّکَ فَقَدْ کَذَبْتَ وَ کَفَرْتَ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّهُ جَدِّی فَلِمَ قَتَلْتَ عِتْرَتَهُ

قَالَ وَ فَرَغَ الْمُؤَذِّنُ مِنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ وَ تَقَدَّمَ یَزِیدُ فَصَلَّی صَلَاةَ الظُّهْرِ.




طبقه بندی: مذهبی، دینی،

تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397 | 05:39 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

پس از شهادت یکایک یاران امام حسین (ع) از صبح عاشورا و به شهادت رسیدن اباعبدالله در بعد از ظهر روز عاشورا آرایش جنگی لشکر کوفه به پایان رسید و مرحله دیگری از جنایت آغاز شد.

در خیمه‌گاه امام هم با بیماری سخت امام سجاد (ع)، فرماندهی ادامه راه به زینب کبری (س) واگذار شد. دختری که تربیت شده خانه حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت علی (ع) است، از کودکی حق کشی‌ها بر علیه پدر مادرش را لمس کرده، ظلم‌هایی که به مادر کردند تا منجر به شهادتش شد را دیده، در مقابلش پدرش را با سر شکافته از مسجد آورده‌اند، مصیبت جنازه تیر باران شده برادر را تحمل کرده، در روز عاشورا دو فرزند خود را در راه خدا تقدیم کرده، در یک روز تمام مصیبت‌های عاشورا و میدان و معرکه را از نزدیک مشاهده کرده، علاوه بر فرزندانش، شهادت همه یاران امام بویژه پنج برادر، تعدادی برادرزاده و این همه شهید را از نزدیک دیده، اکنون با تمام قدرت بنا بر سفارش برادر، مسئولیتی بزرگ را عهده دار می‌شود.

مسئولیتی که بدوش گرفته نه تنها کمتر از برادر نیست، بلکه به بار نشاندن قیام و ماندگاری ابدی نهضت حسینی را عهده دار شده است. هرچه آثار از این قیام باقیمانده به برکت فرماندهی این بانوی یگانه است.

حضرت زینب (س) در این فرماندهی تحت ولایت امام سجاد (ع) حرکت می‌کند، اما اگر دشمن بداند فرماندهی با امام است او را به شهادت می‌رساند و حضرت زینب (س) در این مقام، هم حفظ جان امام را عهده‌دار است، هم نگهداری و سامان دادن حدود ۸۰ زن و بچه، هم کنترل و حفظ آنان در برابر دشمن و... .

از سویی دیگر، کوفیان عهدشکنی که در مقابل میهمانان خود صف کشیده بودند، هر ظلمی را برمهمانان روا داشته و از هیچ جنایتی کوتاه نیامدند.

پس از شهادت امام حسین (ع) دستور غارت خیمه‌ها می‌رسد، لشکر بسوی خیمه‌ها حمله‌ور می‌شود، خیمه‌هایی که تمامی مردان آن به شهادت رسیده و دیگر مدافع و نگهبانی ندارد. یک مرد که سخت بیمار است و تعدادی زن و بچه بی‌دفاع.

دستور فرمانده آل‌الله "علیکم بالفرار" بود. زن و بچه از خیام به بیابان اطراف فرار کردند. پس از غارت، مشعل‌های آتشین خیمه‌ها را شعله‌ور کرد. دلیل این کار را ارباب مقاتل ننوشته‌اند. آنچه تاکید شده سوزاندن خیمه‌هاست.

اما اینجا نکته‌ای است که به ذهن می‌رسد. اگر در خیمه‌ها اموال ارزشمند بود، آنانکه که به گوشواره گوش بچه‌ها و انگشتری دست بزرگان رحم نکردند، انگشت و گوش را بخاطر گوشواره و انگشتر بریدند، خود خیمه‌ها را که ارزش مادی بیشتری داشت، چرا نبردند؟ وقتی خیمه‌ها آتش زده می‌شود دیگر ارزش مادی‌اش از بین می‌رود، و سودی برای غارتگر ندارد پس می‌توان تصور کرد هدفی دیگر در آتش زدن خیمه‌ها نهفته است.

در تاریخ آمده است روز دوم محرم وقتی «حربن یزید ریاحی» راه را برامام بست، امام اشاره به نامه‌هایی کرد که همراه آورده بود، به میزان بار شتر و یا ۱۸ هزار دعوت نامه، مگر نبود مردم کوفه حضرت را دعوت کرده بودند و حال بیعت شکسته‌اند.

اگر نامه‌های دعوت نزد امام در این غارت به دست لشکر ابن‌سعد می‌افتاد و نام هریک از جنایتکاران از جمله ابن سعد به عنوان دعوت کننده منتشر می‌شد، برای دنیای آنان خطر بزرگی بود لذا دستور آتش زدن خیمه‌ها را می‌توان به منظور امحای نامه‌هایی دانست که چند ماه قبل برای امام فرستاده بودند.

با آتش زدن خیمه‌ها تمامی سرپناه‌های خاندان امام حسین (ع) از بین رفت و حضرت زینب (س) علاوه بر نگهداری بیمار کربلا، به جمع‌آوری همراهان پرداخت که از خوف سوختن دستور به فرار گرفته بودند.

تک تک دنبال بچه‌ها می‌گشتند که در گوشه‌ای اجتماع داشتند. کودکان گم شده به زحمت پیدا شدند و این آتش‌سوزی آغازی بود بر سختی‌های بی‌حساب و اسارت رسمی آل‌الله بدست قوم مسلمانی که به نام دین و با ذکر «اشهد ان محمدا رسول‌الله» آخرین یادگار پیامبرشان را که جز و صحابی پیامبر (ص) به حساب می‌آمد به شهادت رساندند و اکنون رسما اعلام می‌دارند در جنگ پیروز شدیم و خانواده‌ها و همراهان طرف شکست خورده به عنوان اسیر جنگی در چنگال ما هستند و قانون اسرا برآنان اجرا می‌شود.

اینجاست که وقتی خواستند خانواده امام حسین (ع) را از سرزمین کربلا حرکت دهند، اجازه ندادند پیکرهای مطهر شهدا را جمع‌آوری و دفن کنند. تمامی افراد از کودک و بزرگ را با غل و زنجیر سوار بر مرکب‌های بی‌جهاز کردند. دستور دادند اسیران را شهر به شهر بگردانند و جشن پیروزی بگیرند و به نشانه پیروزی، سرهای شهیدان کربلا را بالای نیزه در مقابل اسرا حرکت دهند.

به خیال آنها، این نمایش سوار شدن اسیر با غل و زنجیر و در مرکب بی‌جهاز و برداشتن سرهای بریده شده و گذشتن از خیابان‌ها به معنای پیروزی قطعی لشکری بر لشگر دیگری بود.




طبقه بندی: مذهبی، دینی،

تاریخ : جمعه 30 شهریور 1397 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

امام حسین علیه السلام:

ـ. فى بَیانِ ما یَحْدُثُ فى زَمَنِ ظُهورِ الاِْمامِ الْحُجَّةِ علیه السلام ـ.: وَ لَتَنْزِلَنَّالْبَرَکَةُ مِنَ السَّماءِ اِلَى الاَْرْضِ حَتّى اِنَّ الشَّجَرَةَ لَتَقْصِفُ مِمّا یَزیدُ اللّه ُ. فی‌ها مِنَ الثَّمَرَةِوَ لَتُؤْکَلُ ثَمَرةُ الشِّتاءِ فِى الصَّیْفِ وَ ثَمَرَةُ الصَّیْفِ فِى الشِّتاءِ وَ ذلِکَ قَوْلُهُ تعالى: «وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُرى آمَنوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاَْرْضِ وَلکِنکَذَّبُوا».

در بیان آنچه هنگام ظهور امام زمان علیه السلام رخ مى دهد: برکت از آسمان به سوى زمین فرو مى ریزد، تا آن جا که درخت از میوه فراوانى که خداوند در آن مى افزاید، مى شکند. (مردم) میوه زمستان را در تابستان و میوه تابستان را در زمستان مى خورند و این معناى سخن خداوند است که: (و اگر مردمِ آبادى‌ها ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى کردند، برکت هایى از آسمان و زمین به روى آنان مى گشودیم، لیکن تکذیب کردند).




طبقه بندی: مذهبی، دینی،

تاریخ : یکشنبه 25 شهریور 1397 | 02:23 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات


وقتی زنان در مدیریت اصلاحات، به دکور خیابان تنزل مقام پیدا می کنند

کسانی که سال ها با برچسب ضد زن بودن به تفکر اسلامی خود را حامی زن امروز می دانستند امروز باید به این سوال جواب بدهند که دستور اسلام به پنهان کردن جذابیت های جنسی زن در بستر جامعه به خاطر این که زیبایی های روحی و اخلاقی و عقلی او تحت الشعاع جنسیت قرار نگیرد ضدیت با زن است یا تفکری که خروجی مدیریتی اش زن را به مثابه دکور خیابان ها می داند و او را با سازه های شهر مقایسه می کند؟

گروه اجتماعی_ رجانیوز: بعد از مدت ها که شهرداری تهران در یک بی خبری محض به سر می برد، یک تبلیغ عجیب و غریب دوباره نام این نهاد از تک و تا افتاده را بر سر زبان ها انداخت. توهین به زن ایرانی و رنگ عزای سیدالشهدا در یکی از تبلیغات شهرداری اما به سرعت به یکی از بحث های جدی فضای مجازی تبدیل شد.

به گزارش رجانیوز ماجرا از این قرار بوده است که سازمان «زیباسازی شهر تهران»، زیرمجموعه شهرداری پایتخت اقدام به انتشار یک تبیلغ خاص در اماکن عمومی و ایستگاه های مترو سطح شهر کرده که با واکنش منفی زیادی از طرف عموم جامعه مواجه شده است.

«زنان چهره شهر را تغییر می دهند» این جمله تبلیغاتی شهرداری است که همراه شدنش با مجموعه ای از رنگ ها و خط خوردن رنگ مشکی در انتهای آن موجب عصبانیت اکثریت زنان و مردان شهر شده است. اکثر منتقدان بر این باورند که نگاه ابزاری به زنان و شی انگاری آنان موجب تولید این چنین تبیلغاتی می شود و گویا شهرداری که دیگر خبری از ساخت و ساز و انجام پروژه های بزرگ در آن نیست، به زیبا سازی شهر به واسطه زنان روی آورده است. این نگاه جنسیت زده و ابزاری به زن اما در دوران مسئولیت کسانی به چشم می آید که در سال های متمادی بعد از انقلاب مدعی آزادی و احترام به حقوق زنان بوده اند و امروز با انتشار تبیلغات جنسیت زده و ابزارانگارانه، ماهیت واقعی تفکر خود را به نمایش می گذارند.

از طرف دیگر و فارغ از نگاه ابزاری به زنان، خط خوردن رنگ مشگی در این تبلیغ را اکثرا توهین علنی به چادر و رنگ عزای سیدالشهدا تعبیر کرده اند. زنان قرار است مانند سازه های شهرداری وظیفه زیبا کردن چهره شهر را بر عهده بگیرند و در این راه شهرداری برای آنان چارت رنگ بندی های روشن و شاد را در نظر گرفته است که در این بین رنگ مشکی که رنگ چادر زنان محجبه است گویا به زیباسازی شهر و تغییر چهره شهر کمک نمی کند؛ برای همین در این تبلیغ شهرداری، یک علامت ضربدر روی رنگ مشکی زده شده است.

سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که چرا صدایی از مدافعان حقوق زنان، پروانه سلحشوری، ترانه علیدوستی و دیگر سلبریتی های فمنیست در نمی آید؟ توقع حمایت از حقوق زنان چادری و احترام به رنگ مشکی که از این سلبریتی ها، امری بیهوده است؛ اما چرا از نگاه ابزاری و جنسیت زده و شی انگاری زنان کسی انتقاد نمی کند؟ شاید بتوان این مسئله را در عدم واقعیت دغدغه ای دانست که سلبریتی ها سعی در نشان دادن آن دارند. کسانی که سال ها با برچسب ضد زن بودن به تفکر اسلامی خود را حامی زن امروز می دانستند، امروز باید به این سوال جواب بدهند که دستور اسلام به پنهان کردن جذابیت های جنسی زن در بستر جامعه به دلیل این که زیبایی های روحی و اخلاقی و عقلی او تحت الشعاع جنسیت قرار نگیرد ضدیت با زن است یا تفکری که خروجی مدیریتی اش زن را به مثابه دکور خیابان ها می داند و او را با سازه های شهر مقایسه می کند؟

از طرفی دیگر خط زدن رنگ مشکی در این تبیلغ، آن هم در آستانه شروع محرم سیدالشهدا چه معنی می تواند داشته باشد؟ البته این اولین بار نیست. مخالفت با محرم و عزاداری سیدالشهدا امری مسبوق به سابقه است و همیشه از طرف جناحی در کشور دنبال می شده است. برای روشن ترش شدن مسئله‌ی سابقه داشتن توهین به امام حسین و واقعه عاشورا توسط جناحی که بیشترین تسلط بر قدرت را دارد به بیان نمونه هایی از توهین و مخالفت با عزاداری حضرت سیدالشهدا می پردازیم:

روزنامه صبح امروز با مسئولیت سعید حجاریان و به قلم اكبر گنجی در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۷۷:

«عاشورا معلول تعارض های قومی و نتیجه خشونت پیامبر (ص) در بدر و حنین بود»

روزنامه صبح امروز به تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۷۹:

«قیام امام حسین(ع) و سپاه امام مانند سپاه یزید اهل خشونت و فاقد تحلیل عقلانی بودند.»

اما یكی از جنجالی ترین و بی شرمانه ترین اظهارات در این زمینه مقاله « خون به خون شستن محال آمد محال» اكبر گنجی در روزنامه صبح امروز بود. وی در این مقاله مصیبت های اهل بیت (ع) در روز عاشورا و فجایع آن روز را نتیجه جنگ های بدر و حنین می داند و می نویسد:

«پیامبر در بدر و حنین و... شمشیر زد... اما آیا جنگ های جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه هایی جز خشونت به بار نمی آورد. هیچ كس حق ندارد به صرف اینكه خود را حق و دیگران را باطل می داند، دست به خشونت بزند و درصدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیكی برآید»

به عنوان یكی دیگر از نمونه های مواضع منسوبان به جریان اصلاح طلبی جهت تخریب حادثه عاشورا و تحریف آن باید به سخنرانی هاشم آغاجری، در مجتمع فرهنگسرانی كوثر در سال ۸۱ اشاره كرد كه بیان می كند:

«...نویسندگان نامه به امام حسین(ع) می گویند: این حكومت (حكومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین(ع) هم در رأس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد، نامشروع است»

آغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می كند:

«... سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاكی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه ای كه فردوسی در باب سیاوش سروده است، داریم؟»

همانطور که در نمونه ها ذکر شد، مخالفت با محرم و واقعه ی عاشورا در اردوگاه غربگرایان دارای سابقه قبلی است و امروز پادوهای خلف تفکر به اصطلاح روشنفکری ضد دین و شریعت در مناسب قدرت به بازتولید همان گفتمان به شیوه دیگری مشغول اند. آن ها نه احترامی برای زنان قائل اند، و نه احترامی برای سیدالشهدا و واقعه ی عاشورا، برای همین است که خروجی مدیریتی آن ها توهین محض به زن ایرانی و عزای سیدالشهداست.




طبقه بندی: اجتماعی، مذهبی، فرهنگی، دینی، امنیتی،
برچسب ها: استفاده ابزاری، زن ایرانی، توهین به محرم،

تاریخ : سه شنبه 20 شهریور 1397 | 09:45 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

گفتار و رفتار معصومین (علیهم السلام) همانند چراغی در تاریکی است که انسان را به سوی مسیر درست و صحیح رهنمون می‌کند و بدون تردید هر کس به هر میزانی که از الگوگیری از ائمه هدی (علیهم السلام) فاصله بگیرد، به همان میزان نیز از مسیر حق و حقیقت دور شده و هر چه در الگوگیری از معصومین(علیهم السلام) بهتر و دقیق‌تر عمل کند، به همان مقدار به مسیر هدایت و حقیقت نزدیک شده است.

به فرموده امام سجّاد (علیه السلام) این مکروهات روزی را از انسان دور می‌کنند :

1) اظهار فقر و نداری کردن در حضور مردم

2) خواب دیر هنگام شب و بعد از نماز صبح

3) تحقیر و کم‌ارزش شمردن نعمت های خدا

4) شکوِه و گلایه داشتن از خداوند متعال




طبقه بندی: مذهبی، دینی،

تاریخ : چهارشنبه 14 شهریور 1397 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات

انسان پس از مرگ و تحمل فشار قبر وارد بهشت یا جهنم برزخی می‌شود، تا در روز قیامت به حساب و کتاب آنها رسیدگی شود. اما اینجا یک سوال مطرح است که آیا حضور بدکاران در جهنم ابدی است یا خیر؟ باید پاسخ داد که خداوند هیچ مومنی را وارد جهنم نمی‌کند، مگر کافرانی که به آنها وعده آتش جهنم داده شده است. البته همیشه به ما آموختند که خداوند ارحم الرحمین است و نهایت بخشش را در حق بندگان مومنش دارد و در مقابلش سنگین ترین عذاب را برای کافران در نظر گرفته است.

عذاب چه زمانی از جهنمی‌ها برداشته می‌شود؟/ جهنمی‌ها چه زمانی از عذاب الهی آزاد می‌شوند؟
البته باید در نظر داشت که حضور ما در جهنم همان راهی است که در زندگی دنیوی خود رفته‌ایم و حالا باید جزای آن را تجربه کنیم‌. به نقل بسیاری از علما و فضلا آتش جهنم برای گناهکاران هم سوزنده است و هم سازنده، چراکه انسان در د‌وره حیات خود سعی می‌کند به خوبی زندگی کند
.پیرو این گزارش باید بیان کرد که مدت زمان ماندن در جهنم بستگی به میزان کمی یا کثرت گناه دارد. البته نوع گناه متفاوت است که اگر گناهان مانند شرک، کفر و نفاق باشد رفتن به جهنم در صورتی که پیش از مرگ توبه نکرده باشد، حتمی است. اما برخی از گناهان نیز عذاب های سطحی دارد که با لطف و فضل ائمه اطهار(ع) و خداوند بخشیده می شود‌.

براساس آیات و روایات، اگر آدمى به خدا و دوستدار حضرت رسول اکرم (ص)‌ و اهل بیت (‏ع) اعتقاد داشته باشد، ولى در دنیا خود را از گناهان پاک نکند؛ با عذاب الهی رو به رو خواهد شد و چه بسا به طبقات اولیه جهنم خواهد رفت. البته باید توجه داشته باشیم که انسان با این عذاب‏ها، تطهیر می‌شود و به عالم نور قدم می‌گذارد. (بحارالانوار، ج. ۸، ص. ۳۵۲ و ۳۵۳، ح. ۲)امام صادق (ع) نیز در احادیث خود انسان‏ها را در قیامت به سه دسته تقسیم کرده است؛ یک دسته، کسانى که در عالم حشر آن گاه که مردم درگیر مواقف و عوالم حشراند زیر سایه خداوند و در جوار قرب حق خواهند بود و نیاز به طى آن عوالم و مواقف ندارند؛ چون آن مراحل را در این دنیا پشت سر نهاده‌اند و گروه دیگر انسان‌هایی که باید از حساب و عذاب و جهنم موقّت بگذرند تا پس از تطهیر و تصفیه و در عالم قیامت، به خدا برسند. مانند کسانى از اهل ایمان که مرتکب خطاهایى اعم از صغیره یا کبیره شده‌اند، از جمله بی حجابی یا بدحجابی که در دنیا توبه نکرده اند، در عوالم مختلف، قبر، برزخ و قیامت برحسب حال، عذاب‌هایى خواهند کشید تا پاک شوند و از عذاب خلاصى یابند و در نتیجه وارد بهشت شوند. سومین گروه کسانى‌اند که، چون روى‌گردان و فرارى از خدا بوده‌اند، به قعر جهنم فرو خواهند رفت (همان، ج. ۷، ص. ۱۸۳، ح. ۳۱.)
بنا به آیات الهی قرآن و آنچه در روایات از ائمه اطهار (ع) بیان شده است گناهکاران بعد از مدتی که در قیامت به عذاب الهی گرفتار هستند از طریق شفاعت معصومین یا خداوند بخشیده می‌شوند، اما همانطور که بیان شد کافرین و معاندین به هیچ وجه بخشیده نمی‌شوند و در عذاب جهنم گرفتار می‌مانند و زمینه‌ای برای بخشش آن‌ها وجود نخواهد داشت.

همچنین ما در اسناد روایی از اهل بیت (ع) نقل قول‌های بسیاری داریم که دوستداران امیرالمومنین (ع) و رسول الله (ص) در عذاب ابدی نخواهند بود؛ پیامبر اکرم (ص) می‌‏فرمایند: همانا ولایت على (ع) آن نیکى و خیرى است که با وجود آن هیچ گناهى هر چند بزرگ باشد زیان نمی‌رساند، و به سبب پاره‌‏اى از عذاب‏هاى اخروى تطهیر می‌شود تا به شفاعت سروران طیّب و طاهر از گناهان نجات کامل یابند و همانا دوستى و قبول رهبرى و دشمنان على (ع) و مخالفت با او گناهى است که چیزى با آن نمی‏تواند نافع باشد و تنها سودى که به خاطر طاعت‏هایشان در دنیا بهره آن‏ها می‌‏شود این است که از نعمت‏هاى ظاهرى و رفاه، سلامتى، گسترش زندگى برخوردار می‌شوند. ولى، چون وارد صحنه آخرت شوند براى آنان عذاب جاودان خواهد بود... (بحارالانوار، ج. ۸، ص. ۳۵۲، ح. ۲).

پیرو این گزارش با بررسی خطابه‌های نهج البلاغه حضرت امیر (ع) به این نقطه می‌رسیم که مردم از جهت انجام وظیفه و ترک گناه به دسته‌های متخلف تقسیم می‌شوند؛ گروه اول آن کسانی هستند که تمام دستورات اعتقادی و اخلاقی را رعایت می‌کنند و مرکتب هیچ گونه خطایی نمی‌شوند. قرآن این گروه را اهل بهشت معرفى می‌کند بهشتى که همواره در آن متنعّمند و هیچ گاه از آن اخراج نخواهند شد. (توبه، آیه‏ى ۷۲)

گروه دوم از آنها، کسانى هستند که مرتکب گناهان کبیره نشده‌‏اند، ولى گاهی تن به گناهان صغیره داده‏‌اند. خداوند این گروه را نیز به خاطر دیندارى و اجتنابشان از کبائر، مرهون رحمت خود کرده، اهل بهشتشان مى‏ سازد. «إِن تَجْتَنِبُواْ کَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُم مُّدْخَلاً کَرِیمًا» (نساء، آیه‏ ۳۱)؛ اما دسته سوم آناند که مرتکب گناهان کبیره شده‌‏اند، اما توبه کرده و یا شفاعت و رحمت واسعه الهى بر آنان سایه افکنده است. ایشان نیز عاقبت اهل بهشت خواهند گردید و همچون بهشتیان در آن جاودان خواهند زیست.

عذاب چه زمانی از جهنمی‌ها برداشته می‌شود؟/ جهنمی‌ها چه زمانی از عذاب الهی آزاد می‌شوند؟امام رضا (ع) در این باره مى‌‏فرماید: خداوند هیچ مؤمنى را داخل جهنم نمی‌کند، در حالى که به او وعده بهشت داده است، و هیچ کافرى را از جهنم نجات نمی‌‏دهد، در حالى که به او وعده خلود در آتش داده است و گناه‏کاران موحد، به جهنم داخل شده، از آن خارج می‌شوند، و شفاعت در حق ایشان روا است (بحار، ج. ۸، ص. ۳۶۲.) از عبارت «به جهم داخل شده، از آن خارج مى‏‌شوند...» می‌توان استفاده کرد که مدّتى عذاب می‌بینند تا تطهیر شوند. آن گاه مشمول شفاعت خواهند شد.

گروه چهارم نیز کسانى که با سوء نیت راه کفر و نفاق در پیش گرفتند و با معارف حقه الهى دشمنى کردند. اینان اهل جهنم‏ اند و در آن جاودانه خواهند بود. «وَالَّذِینَ کَفَرواْ وَکَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا أُولَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (بقره، آیه‏ى ۳۹)

در پایان این گزارش می‌توان نتیجه گرفت، اگر اهل ایمان مرتکب خطایی شده‌اند اگر در دنیا توبه نکنند در آن دنیا (آخرت) به میزان گناهشان محتمل عذاب می‌شوند، اما باید توجه داشت که خداوند راه روشن و مستقیم را به ما نشان داده‌ است و همه ما می‌دانیم که خداوند از مادر هم به ما مهربان‌تر و رئوف‌تر است، اما بهتر است پیش از آنکه دیر شود، توبه کنیم و از درگاه پروردگار آمرزش طلب کنیم.




طبقه بندی: مذهبی، دینی،

تاریخ : سه شنبه 13 شهریور 1397 | 02:41 ب.ظ | نویسنده : مهدی محمودی | نظرات
تعداد کل صفحات : 14 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب عهد نامه
  • وب یک آرشیتکت
  • وب سناتور چت
  • وب لامپ کم مصرف
  • پارس تولز ابزار وب